اخبار ویژه

پیشنهاد جدید «عاصم منیر» به ایران با حمایت ترامپ؛ پایان درگیری نزدیک است؟به گزارش خبرنگار بین الملل تابناک، یک مقام پاکستانی به رویترز گفته است که عاصم منیر، با موافقت دونالد ترامپ برای پیگیری مسیر دیپلماسی، راهکاری برای پایان دادن به درگیری‌ها به ایران ارائه کرده است. بر اساس این گزارش، مقام‌های ارشد عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روز دوشنبه در تهران با مقام‌های ایرانی دیدار کردند تا به کاهش تنش‌ها در خاورمیانه کمک کنند. این دیدار در حالی انجام شد که انصارالله (حوثی‌ها) یمن حملات تازه‌ای را علیه عربستان سعودی انجام دادند و پارلمان مصر نیز با ارائه حمایت دفاعی به این کشور حوزه خلیج فارس موافقت کرد. این مذاکرات نخستین تماس در سطح عالی میان ایران و سه کشور یادشده از زمان گسترش جنگی بود که با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و سپس به عربستان سعودی و یمن نیز کشیده شد. این سه کشور در ماه اوت پیمان دفاع متقابل مکه را امضا کرده بودند. وزارت امور خارجه عربستان سعودی اعلام کرد که هدف از این سفر، گشودن کانال‌های مذاکره برای «جلوگیری از بازگشت تشدید تنش‌های نظامی» بوده است. عربستان سعودی در این نشست با خالد بن سلمان، وزیر دفاع و برادر کوچک‌تر محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور، نمایندگی می‌شد؛ پاکستان را عاصم منیر، فرمانده ارتش، نمایندگی می‌کرد و ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، نیز نماینده آنکارا بود. در پایان نشست، چهار کشور توافق کردند گفت‌وگوها را با هدف تقویت همکاری‌ها، به‌ویژه در زمینه صلح و امنیت منطقه‌ای، ادامه دهند. محور اصلی نشست تهران یک مقام ارشد امنیتی پاکستان به رویترز گفت که محور اصلی نشست روز دوشنبه، ایجاد یک چارچوب منطقه‌ای برای عدم تجاوز بوده است. به گفته او، مذاکرات آمریکا و ایران، حملات حوثی‌ها به عربستان سعودی، تنگه هرمز و محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا نیز در دستور کار قرار داشته‌اند. یک مقام دیگر پاکستانی به رویترز گفت که عاصم منیر، با موافقت دونالد ترامپ برای پیگیری مسیر دیپلماسی، راهکاری برای پایان دادن به درگیری‌ها به ایران ارائه کرده است. این مقام گفت که پیشنهاد فعلی می‌تواند چیزی را که برای هر دو طرف، یعنی آمریکا و ایران، قابل قبول باشد، فراهم کند؛ اما جزئیاتی درباره آن ارائه نکرد. او افزود که در صورت پذیرش این پیشنهاد، کشورهای عضو پیمان مکه به همراه قطر می‌توانند ضامن اجرای آن باشند. یک مقام ایرانی پیش‌تر گفته بود که در نشست روز دوشنبه درباره برنامه هسته‌ای ایران مذاکره نخواهد شد و این موضوع تا زمانی که خواسته‌های تهران برای پایان جنگ برآورده نشود، مورد بحث قرار نمی‌گیرد. این خواسته‌ها شامل پایان دادن به محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا و لغو تحریم‌های صادرات نفت ایران است. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، گفته است که ایران برای پایان دادن به جنگ باید سطح غنی‌سازی اورانیوم خود را کاهش دهد. پیشنهاد قطر پاکستان و قطر تلاش‌های میانجی‌گرانه در این جنگ را هدایت کرده‌اند. یک مقام به رویترز گفت که میانجی‌گران قطری روز یکشنبه نیز در تهران حضور داشتند. در این راستا، روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی که روز دوشنبه، ۴ آبان ۱۴۰۵، منتشر شد، به نقل از دو دیپلمات مطلع از مذاکرات نوشته بود که میانجی‌گران قطری در حال پیگیری چارچوبی برای توافق پنج‌روزه میان ایران و آمریکا هستند؛ توافقی که در صورت نهایی شدن، می‌تواند زمینه تبادل مجموعه‌ای از امتیازها میان دو طرف را فراهم کند. بر اساس این گزارش، یکی از محورهای اصلی پیشنهاد مطرح‌شده، بازگشایی تنگه هرمز از سوی ایران در مقابل رفع محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکاست. با این حال، هنوز توافق نهایی اعلام نشده و یکی از چالش‌های اصلی مذاکرات، تعیین ترتیب اجرای تعهدات دو طرف عنوان شده است. به بیان دیگر، مسئله تنها توافق بر سر بازگشایی تنگه هرمز یا پایان محاصره دریایی نیست؛ بلکه این موضوع اهمیت دارد که هر طرف در چه مرحله‌ای تعهدات خود را اجرا کند و چه سازوکاری برای اطمینان از پایبندی طرف مقابل در نظر گرفته شود. سرلشکر رضایی با آیت الله خامنه‌ای رهبر انقلاب دیدار کرد پزشکیان به مقامات ترکیه، پاکستان و عربستان: از حقوق‌مان دفاع می‌کنیم آیت‌الله خامنه‌ای: دانش نخبه ایرانی در خدمت زندگی واقعی مردم است توافق ایران، عربستان، ترکیه و پاکستان برای ادامه گفتگوهای چهارجانبه پزشکیان: سرشماری ثبتی‌محور زمینه‌ساز تحقق عدالت و افزایش بهره‌وری است محسنی‌اژه‌ای با آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای دیدار کرد الزیدی: بستن مرزها به نفع عراق و ایران نیست

♥5

محاصره دریایی ایران، انتحار سیاسی ترامپ با نفت ۲۰۰ دلاری

  • کد خبر : 5717
  • 25 فروردین 1405 - 22:19
محاصره دریایی ایران، انتحار سیاسی ترامپ با نفت ۲۰۰ دلاری

تصور واشنگتن مبنی بر اثرگذاری محاصره دریایی بر اراده تهران، ناشی از نادیده گرفتن واقعیت‌های بازار انرژی ۲۰۲۶ است. سوق دادن قیمت نفت به مرز ۲۰۰ دلار، عملاً به مثابه “طنابِ داری” بر گردن ترامپ خواهد بود که نتیجه‌ای جز انتحار سیاسی برای او به دنبال ندارد. گروه تحلیل بین‌الملل: در حالی‌که تنها چند روز […]

تصور واشنگتن مبنی بر اثرگذاری محاصره دریایی بر اراده تهران، ناشی از نادیده گرفتن واقعیت‌های بازار انرژی ۲۰۲۶ است. سوق دادن قیمت نفت به مرز ۲۰۰ دلار، عملاً به مثابه “طنابِ داری” بر گردن ترامپ خواهد بود که نتیجه‌ای جز انتحار سیاسی برای او به دنبال ندارد.
گروه تحلیل بین‌الملل: در حالی‌که تنها چند روز به پایان آتش‌بس باقی مانده، تهدید به محاصره دریایی ایران توسط ترامپ را باید فراتر از یک گزاره نظامی، در قالب «دیپلماسی اجبار» (Coercive Diplomacy) تحلیل کرد. منطق راهبردی حکم می‌کند هزینه اجرایی شدن این تهدید، به طور نامتقارنی از منافع آن بیشتر باشد. در واقع، این تهدید بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی باشد، اهرم فشار برای امتیازگیری در مذاکرات است. تله تورمی و شوک انرژی در اقتصاد داخلی آمریکابزرگ‌ترین مانع ترامپ برای اجرای محاصره دریایی، «امنیت انرژی» و پیوند مستقیم آن با معیشت رای‌دهندگان آمریکایی است. بر اساس داده‌های ردیابی جریان انرژی توسط مؤسسات Vortexa و Kpler در سال ۲۰۲۶، صادرات نفت ایران به سطح ۱.۸ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ حجمی که به گزارش آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) ، نقشی حیاتی در حفظ توازن عرضه جهانی و جلوگیری از جهش بی‌سابقه قیمت‌ها در سایه تنش‌های ژئوپلیتیک کنونی ایفا می‌کند.حذف این حجم از نفت، قیمت را به محدوده ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار سوق می‌دهد. برای دولتی که با وعده «مهار تورم» و «کاهش هزینه‌های سوخت» به قدرت بازگشته، ایجاد داوطلبانه یک شوک تورمی، انتحار سیاسی محسوب می‌شود.افزایش قیمت نفت تنها در پمپ‌بنزین‌ها متوقف نمی‌شود؛ بلکه هزینه حمل‌ونقل و قیمت تمام‌شده کالاهای اساسی را در بازار داخلی آمریکا بالا می‌برد. تجربه سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ ثابت کرد که نوسانات انرژی سریع‌ترین راه برای ریزش محبوبیت کاخ سفید است.البته لازم به ذکر است که این معادلات، در صورت موفقیت ترامپ در محاصره است. در حال حاضر، بر اساس گزارش رسانه های خارجی، ایران هنوز نفت می‌فروشد.
تقابل با بلوک قدرت‌های آسیایی (چین و هند)محاصره دریایی ایران، برخلاف تحریم‌های بانکی، یک «اقدام سخت» است که مستقیماً امنیت ملی و اقتصادی قدرت‌های بزرگ آسیایی را هدف قرار می‌دهد.هرگونه اختلال نظامی در مسیر نفتکش‌ها توسط آمریکا، از سوی پکن به عنوان یک اقدام خصمانه تلقی می‌شود. در آستانه نشست مهم پکن، ترامپ به خوبی می‌داند که هزینه کردن از جیب انرژی چین، نه تنها مذاکرات دوجانبه را به بن‌بست می‌کشاند، بلکه پکن را به سمت واکنش‌های تلافی‌جوایانه در حوزه‌های دیگر (نظیر تایوان یا محدودیت‌های تجاری) سوق می‌دهد.دهلی‌نو هم که به دنبال حفظ تنوع منابع انرژی است، از هرگونه بحرانی که ثبات منطقه را به خطر اندازد استقبال نخواهد کرد. محاصره دریایی، بی‌تردید آمریکا را در برابر متحدان سنتی و شرکای اقتصادی‌اش در آسیا قرار می‌دهد و شرایط را در تنگه هرمز پیچیده‌تر خواهد کرد. پاکستان و نقش میانجینکته مهم در این میان، نقش پاکستان است. اسلام‌آباد که میزبان مذاکرات اخیر بوده، اکنون به عنوان «پل ارتباطی» تهران و واشنگتن عمل می‌کند. محاصره دریایی ایران به معنای فشار بر پاکستان نیز هست؛ کشوری که در مسیر ترانزیت و تعاملات مرزی با ایران ذینفع است. برهم زدن این توازن، پاکستان را از یک میانجی سازنده به یک بازیگر ناراضی تبدیل می‌کند که می‌تواند کل فرآیند دیپلماسی را از ریل خارج کند.
پیامدهای ژئوپلیتیک در تنگه‌هامحاصره دریایی جاده‌ای دوطرفه است. ایران ابزارهای متعددی برای پاسخگویی در تنگه هرمز و فراتر از آن در اختیار دارد. از لحاظ راهبردی، وقتی ایالات متحده هزینه عبور و مرور و صادرات ایران را به صفر متمایل کند، ایران دیگر انگیزه‌ای برای حفظ ثبات در مسیرهای بین‌المللی انرژی نخواهد داشت. این وضعیت می‌تواند منجر به «چرخه بحران کنترل‌ناپذیر» شود که در آن کل جریان نفت خلیج فارس (نه فقط ایران) با خطر مواجه می‌گردد.جمع‌بندی و نتیجه‌گیری راهبردیمحاصره دریایی ایران برای ترامپ یک «بازی با حاصل‌جمع صفر» نیست، بلکه شکستی دوجانبه (حاصل‌جمع منفی) است که دستاوردی جز موارد زیر نخواهد داشت:۱. افزایش هزینه‌های اقتصادی: تشدید تورم در داخل آمریکا و فشار مضاعف بر معیشت شهروندان.۲. هزینه‌های دیپلماتیک: تقابل مستقیم با قدرت‌هایی نظیر چین و هند که منجر به انزوای بیش‌ازپیش واشنگتن می‌شود.۳. هزینه‌های امنیتی: احتمال بسته‌شدن مسیرهای حیاتی انتقال انرژی که اقتصاد جهان را به سمت رکودی عمیق سوق می‌دهد.بنابراین، محاصره دریایی ایران بیشتر یک اهرم فشار کاذب در حوزه نفت برای افزایش قدرت چانه‌زنی در روزهای پایانی آتش‌بس است. منطق راهبردی حکم می‌کند که ترامپ در نهایت به سمت یک توافق مدیریتی حرکت کند؛ چراکه او تاجری است که می‌داند خریدن یک بحران ۲۰۰ دلاری برای نفت، سودی در ترازنامه قدرت او نخواهد داشت. واقعیت این است که مسیر دیپلماسی، هرچند پرپیچ‌وخم باشد، برای کاخ سفید بسیار ارزان‌تر از گزینه نظامی در برابر ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز است.
لینک کوتاه : https://neshatozendegi.ir/?p=5717

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها