تصور واشنگتن مبنی بر اثرگذاری محاصره دریایی بر اراده تهران، ناشی از نادیده گرفتن واقعیتهای بازار انرژی ۲۰۲۶ است. سوق دادن قیمت نفت به مرز ۲۰۰ دلار، عملاً به مثابه “طنابِ داری” بر گردن ترامپ خواهد بود که نتیجهای جز انتحار سیاسی برای او به دنبال ندارد.
گروه تحلیل بینالملل: در حالیکه تنها چند روز به پایان آتشبس باقی مانده، تهدید به محاصره دریایی ایران توسط ترامپ را باید فراتر از یک گزاره نظامی، در قالب «دیپلماسی اجبار» (Coercive Diplomacy) تحلیل کرد. منطق راهبردی حکم میکند هزینه اجرایی شدن این تهدید، به طور نامتقارنی از منافع آن بیشتر باشد. در واقع، این تهدید بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی باشد، اهرم فشار برای امتیازگیری در مذاکرات است. تله تورمی و شوک انرژی در اقتصاد داخلی آمریکابزرگترین مانع ترامپ برای اجرای محاصره دریایی، «امنیت انرژی» و پیوند مستقیم آن با معیشت رایدهندگان آمریکایی است. بر اساس دادههای ردیابی جریان انرژی توسط مؤسسات Vortexa و Kpler در سال ۲۰۲۶، صادرات نفت ایران به سطح ۱.۸ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ حجمی که به گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA) ، نقشی حیاتی در حفظ توازن عرضه جهانی و جلوگیری از جهش بیسابقه قیمتها در سایه تنشهای ژئوپلیتیک کنونی ایفا میکند.حذف این حجم از نفت، قیمت را به محدوده ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار سوق میدهد. برای دولتی که با وعده «مهار تورم» و «کاهش هزینههای سوخت» به قدرت بازگشته، ایجاد داوطلبانه یک شوک تورمی، انتحار سیاسی محسوب میشود.افزایش قیمت نفت تنها در پمپبنزینها متوقف نمیشود؛ بلکه هزینه حملونقل و قیمت تمامشده کالاهای اساسی را در بازار داخلی آمریکا بالا میبرد. تجربه سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ ثابت کرد که نوسانات انرژی سریعترین راه برای ریزش محبوبیت کاخ سفید است.البته لازم به ذکر است که این معادلات، در صورت موفقیت ترامپ در محاصره است. در حال حاضر، بر اساس گزارش رسانه های خارجی، ایران هنوز نفت میفروشد.
تقابل با بلوک قدرتهای آسیایی (چین و هند)محاصره دریایی ایران، برخلاف تحریمهای بانکی، یک «اقدام سخت» است که مستقیماً امنیت ملی و اقتصادی قدرتهای بزرگ آسیایی را هدف قرار میدهد.هرگونه اختلال نظامی در مسیر نفتکشها توسط آمریکا، از سوی پکن به عنوان یک اقدام خصمانه تلقی میشود. در آستانه نشست مهم پکن، ترامپ به خوبی میداند که هزینه کردن از جیب انرژی چین، نه تنها مذاکرات دوجانبه را به بنبست میکشاند، بلکه پکن را به سمت واکنشهای تلافیجوایانه در حوزههای دیگر (نظیر تایوان یا محدودیتهای تجاری) سوق میدهد.دهلینو هم که به دنبال حفظ تنوع منابع انرژی است، از هرگونه بحرانی که ثبات منطقه را به خطر اندازد استقبال نخواهد کرد. محاصره دریایی، بیتردید آمریکا را در برابر متحدان سنتی و شرکای اقتصادیاش در آسیا قرار میدهد و شرایط را در تنگه هرمز پیچیدهتر خواهد کرد. پاکستان و نقش میانجینکته مهم در این میان، نقش پاکستان است. اسلامآباد که میزبان مذاکرات اخیر بوده، اکنون به عنوان «پل ارتباطی» تهران و واشنگتن عمل میکند. محاصره دریایی ایران به معنای فشار بر پاکستان نیز هست؛ کشوری که در مسیر ترانزیت و تعاملات مرزی با ایران ذینفع است. برهم زدن این توازن، پاکستان را از یک میانجی سازنده به یک بازیگر ناراضی تبدیل میکند که میتواند کل فرآیند دیپلماسی را از ریل خارج کند.
پیامدهای ژئوپلیتیک در تنگههامحاصره دریایی جادهای دوطرفه است. ایران ابزارهای متعددی برای پاسخگویی در تنگه هرمز و فراتر از آن در اختیار دارد. از لحاظ راهبردی، وقتی ایالات متحده هزینه عبور و مرور و صادرات ایران را به صفر متمایل کند، ایران دیگر انگیزهای برای حفظ ثبات در مسیرهای بینالمللی انرژی نخواهد داشت. این وضعیت میتواند منجر به «چرخه بحران کنترلناپذیر» شود که در آن کل جریان نفت خلیج فارس (نه فقط ایران) با خطر مواجه میگردد.جمعبندی و نتیجهگیری راهبردیمحاصره دریایی ایران برای ترامپ یک «بازی با حاصلجمع صفر» نیست، بلکه شکستی دوجانبه (حاصلجمع منفی) است که دستاوردی جز موارد زیر نخواهد داشت:۱. افزایش هزینههای اقتصادی: تشدید تورم در داخل آمریکا و فشار مضاعف بر معیشت شهروندان.۲. هزینههای دیپلماتیک: تقابل مستقیم با قدرتهایی نظیر چین و هند که منجر به انزوای بیشازپیش واشنگتن میشود.۳. هزینههای امنیتی: احتمال بستهشدن مسیرهای حیاتی انتقال انرژی که اقتصاد جهان را به سمت رکودی عمیق سوق میدهد.بنابراین، محاصره دریایی ایران بیشتر یک اهرم فشار کاذب در حوزه نفت برای افزایش قدرت چانهزنی در روزهای پایانی آتشبس است. منطق راهبردی حکم میکند که ترامپ در نهایت به سمت یک توافق مدیریتی حرکت کند؛ چراکه او تاجری است که میداند خریدن یک بحران ۲۰۰ دلاری برای نفت، سودی در ترازنامه قدرت او نخواهد داشت. واقعیت این است که مسیر دیپلماسی، هرچند پرپیچوخم باشد، برای کاخ سفید بسیار ارزانتر از گزینه نظامی در برابر ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز است.
لینک کوتاه : https://neshatozendegi.ir/?p=5717